مقدمه:
همیشه باید برای غلبه به ترس هایمان تلاش کنیم، همیشه باید
به سمت قله هایی رفت که قبلا نرفته ایم. ماجراجویی و
کشف ها و اتفاقات جدید ما را برای ادامه مشتاق تر می کند.
هرازگاهی وقتی از دنیا خسته و از همه کس نا امید می شدم،
می دیدم فقط خودم را دارم و خودم را با دلنوشته دلداری می
دادم. با چاپ این کتاب می خواستم هم یک ماجراجویی
جدید داشته باشم و هم لحظه های تنهایی خود را با شما به
اشتراک بگذارم. خوشحالم که توانستم یکی از خواسته هایی
که همیشه در دل داشتم را عملی کنم. خدا را سپاس که هنوز
امیدی در دل هست که به من این جرات را داد تا از مرزهای
ذهنم پا فراتر بگذارم
این جاده و این راه، چرا نمیروی
این دل و این آه، چرا نمیکشی
این شانه و این غم، چرا نمیباری
این شعر و این آهنگ، چرا نمیخوانی
این نیمکت و این من، چرا نمیشینی
این برگ و این پاییز، چرا نمیبینی
این قوری و این چای، چرا نمیریزی
این جرات و این دست، چرا نمیگیری
همیشه زود دیر می شود، چرا نمیفهمی
امتیاز کاربران به : باران دلتنگی
برای ثبت نظر، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید. اگر این محصول را قبلا از ما خریده باشید، نظر شما به عنوان خریدار محصول ثبت خواهد شد.